ریحانه ریحانه ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

ریحانه عسلی

سوپرایز ما ، سوپرایز تو

1392/10/6 17:34
945 بازدید
اشتراک گذاری

سلاااااااااااااااام نفس مامان

بعد از مدت ها دوباره من اووووووووووووووووووومدم. امروز یه فرصتی دست داده و یه حالی. که برات بنویسم. میخوام یه جریانی رو که چند روز پیش اتفاق افتاده واست تعریف کنم.

بالاخره تلاش های ما بعد از دوماه به ثمر نشست و از پوشک گرفتیمت. تو موفق شدی که شلوارت رو خیس نکنی و به موقع ما رو خبر کنی که دستشویی ببریمت(البته همین الانشم بیشتر وقتها خودمون میبریمت و حاضر نیستی خودت بگی جیش دارمنیشخند)

یه 10 روزی بود که وقتی از مهد کودک برمیگشتی دیگه شلوارای خیست رو برامون نمیوردی. من وبابات هم خووووووووووووشحال از این موضوع تصمیم گرفتیم که واست یه جشن کوچولو ترتیب بدیم و بهت جایزه بدیم. از اینکه دیگه بزرگ شدی و خانم شدی و نیاز به پوشک نداری و شلوارت رو هم خیس نمیکنی.

خلاصه بابات یه روز عصر که تو خواب بودی رفت برات یه کیک خرید و یه جایزه(اتو اسباب بازی). جایزه رو یواشکی کادو کردیم و صبح قایمکی به دور از چشم تو  اونا رو به مهد تحویل دادیم و خداحافظی کردیم. نظرم این بود که من تو جشنتون نباشم. فقط خانم مربیت(مریم جون) با پرستارت(زینب جون) واست جشن روبگیرن و به هم کلاسی هات بگن ماشالا هزار ماشالا دختر گلمون خانم شده و بهت آفرین بگن ، که تو تشویق بشی.

 

خیلی سرت رو درد نیارم.....

 

ساعت 12ظهر بود که به زینب جون زنگ زدم و گفتم: چه خبرا؟ جشن رو گرفتین؟

اونم گفت : ای باباآخ ، آره جشن رو گرفتیم جایزه شم بهش دادیم. خوب که مراسم تموم شد شلوارش رو خیس کرد.تعجب

منو میگی ترکیدم از خندهقهقهه. خیلی سوپرایز جالبی بود. ما تو رو سوپرایز کردیم ، تو هم مارونیشخند

این ماجرا رو واسه بابات هم که تعریف کردم کلی خندید...زبان

آخه جیگر مامان،عسلی مامان، خوشمزه ی من، این چه کاری بود کردی؟قهر

اون روز این قضیه رو به روت زیاد نیوردیم، ولی خودت با خوشحالی اعتراف کردی که چه کاری انجام دادی و جایزه ت رو نشونمون میدادیمژه.

یواشکی یه چیزی بگم: خیلی باحالی.همه ی کارات شیرینه ، حتی همین کارتبغل.خاطره ی خیلی جالبی شد واسه ما.

خدارو صد هزار مرتبه شکر که از این مرحله هم به خوبی گذشتی و بزرگ و بزرگتر شدی. ایشالا همیشه شاد و خوشبخت باشی دختر کوچک مننننننننننننننماچ

قلباینم یه عکس ناز از خودت و کیک جشنت و جایزه تبغل

الهی من فدای این نگاه خوشگلت

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

اکرم
8 دی 92 1:38
واااااااااای چه کادو و کیک و دخممل خشملی.. خاله فدات شه... خاله مبارررررررررررررکه!...مامانش بجای الوی گم شدش یه الو واسه دخملمون بگیر